▪ جراح و تعميرکار
روزي جراحي براي تعمير اتومبيلش آن را به تعميرگاهي برد!
تعميرکار بعد از تعمير به جراح گفت: من تمام اجزا ماشين را به خوبي مي شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز مي کنم و تعمير ميکنم! در حقيقت من آن را زنده مي کنم! حال چطور درآمد سالانه ي من يک صدم شما هم نيست؟!
جراح نگاهي به تعميرکار انداخت و گفت: اگر مي خواهي درآمدت ۱۰۰برابر من شود اينبار سعي کن زماني که موتور در حال کار است آن را تعمير کني!